الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
14
الهيات در نهج البلاغه (فارسى)
حكومتى ، اخلاقى و صلح و جنگ كه پس از كلام خدا و گفتار رسول اكرم صلى الله عليه و آله ما فوق گفتار تمام فلاسفه و هر گويندهاى است ، در عرش اعلى مىديدم و خود را در خاك مسكنت و فقر علمى و نيازمندى . پس به جاى اينكه قدمى براى قبول اين دعوت به پيش گذارم ، هزاران فرسنگ عقب مىنشينم . من كجا و هوس پرواز در آسمان بلند انديشههاى تابناك على كجا ؟ من كجا و ارتباط با كتابى كه هرچه توسن انديشهء محقّقان و متفكّران تندتر مىرود ، كرانهء آن دور تر به نظر مىرسد و بر وسعتش افزوده مىشود ، كجا ؟ ! اين چه كتابى است كه حقايق و معانى متعاليش پايان نمىپذيرد و هرچه بگويند و بنويسند باز هم پيرامون آن ناگفتهها بسيار است و در هر دوره و هر عصر به گونهاى ديگر جلوه دارد و خردمندان روشنضمير و دانشمندان زحمتكشيده را به مبانى و حقايق ديگر جلب مىكند ؟ ! اللَّه اكبر از غيب وجود على عليه السلام كه منبع اين حقايق و دركهاى متعالى است ! اللَّه اكبر از زبان گويا و بيان رسا و شيوايش كه اين حقايق نامتناهى را در قالب الفاظ و كلمات و حروف متناهى به گوش بشريّت مىخواند و رمز « إِنّى أَعْلَمُ ما لا تَعلَمون » « 1 » را آشكار مىسازد و معنى « ثُمَّ أَورَثنَا الكِتابَ الَّذينَ اصطَفَينا مِن عِبادِنا » « 2 » و مصداق « وَ مَن عِندَهُ عِلمُ الكِتاب » « 3 » را نشان مىدهد . هرگز نه فقط ضعيفانى چون مرا ياراى نزديك شدن به قلّهء شامخ مقاصد على نيست بلكه دانشمندان و متفكّران بزرگ كه سالها در اين وادى اسب تلاش و كوشش و طلب رانده و شب و روزشان را با نهجالبلاغه گذرانده و به تفكّر و تأمّل در آن پرداختهاند ، عجز خود را از وصول به آن بيشتر درك كردهاند .
--> ( 1 ) . بقره ( 2 ) آيهء 30 . ( 2 ) . فاطر ( 35 ) آيهء 32 . ( 3 ) . رعد ( 13 ) آيهء 43 .